خرید بک لینک

جعبه آرزو

سيلويا پلات

سيلويا پلات

اَگنس هيگينز وقتي متوجه علت شادي و حرفهاي بيسر و ته شوهرشهرالد شد كه او مشغول خوردن آبپرتقال و اُملت صبحانهاش بود. اگنس درحالي كه سعي ميكرد مرباي آلبالو را روي نانِ تُستكردهاش بكشد پرسيد:ديشب چي خواب ديدي؟

هرالد همانطور كه به همسر جذابش كه درخشش نور آفتاب كُركهايبور كنار گونهاش را چون گُلبرگهاي بهاري شاداب و جوان نشان ميدادخيره شده بود گفت: داره يادم ميياد، دربارة آن دستنوشتهها با ويليام بليكبحث ميكرديم.

اگنس در حالي كه سعي ميكرد اعتراض و خشمش را پنهان كند پرسيد: ازكجا فهميدي ويليام بليك بود؟

هرالد كه از ناراحتي او تعجب كرده بود گفت: «خُب معلومه از رويعكسش.»

برچسب: نویسنده: داریوش تاجمیری تاريخ: 11 / 7 / 1391 ساعت: 0:23

صفحه بندی