خرید بک لینک
قایق را تا لب ساحل هل میدم...

یاد گرفتم چطور سوارش بشم

یاد گرفتم چطور از دریا نترسم...

یاد گرفتم که کجا تور بندازم ...تا ماهی های بزرگتری به تورم بیفتند

یاد گرفتم برای گول زدن ماهیها چکار کنم

یاد گرفتم پارو زدن رو

تنهایی تو دریا گم شدن و پیدا شدن رو

حالا نقشه کف دستم دریاست و دریا...

تو...

همه یادگیریهام از توا...

تو بهم یاد دادی


و من...

خوب یاد گرفتم

نگران من نباش

تو استاد خوبی بودی

و من

شاگرد تنهای تو...با عشق درس گرفتم

تا گلیمم رو خودم ؛تنهایی از آب بیرون بکشم...




برچسب: نویسنده: داریوش تاجمیری تاريخ: 4 / 8 / 1391 ساعت: 17:18

صفحه بندی