دو کس را حسرت از دل بدر نرود و بای تغابن از گل بدر نیاید تاجری کشتی شکسته و وارثی با قلندران نشسته
بیش درویشان بود خونت مباح گر نباشد میان مالت سبیل
یا مرد با یار ارزق بیرهن یا بکش بر خانمان انگشت نیل
یا مکن با بیلبانان دوستی یا بنا کن خانه ای در خورد بیل
خلعت سلطان اگر چه عزیز است جامه خلقان خود از ان به عزت ترو خوان بزرگان اگر چه لذیذ است خرده انبان خود از ان بلذت ترسرکه از دست رنج خود و تره بهتر از نان دهخدا وبره
برچسب:
نویسنده: داریوش تاجمیری
تاريخ: 25 / 8 / 1391 ساعت: 23:18