خرید بک لینک

بر کف باران خورده ی کوچه

در سیاهی اندوه آسمان

از پستوها و روزنه ها می گذرم

با خاطره هایی که

زیر باران خیس اند

به مرگ چکاوک در قفس

می گریم .

و بر امتداد مرگ

که تا استخوانم رسیده است !

از حصارها متنفرم ...

و پنجره هایی که به روی تو باز نمی شود

و راه هایی که به تو نمی رسد

و شب بوهایی که عطر تو را نمی دهند

و از خویشتن بی تو ...

برچسب: نویسنده: داریوش تاجمیری تاريخ: 26 / 8 / 1391 ساعت: 2:34

صفحه بندی