خرید بک لینک
امشب چو شمع, گریه کنان قصه میکنم
میسوزدم اگر چه زبان, قصه میکنم
از عهد بی ثبات تو و عمر خویشتن
با موجهای آب روان قصه میکنم
رفتی تو چون بهار و من افسانۀ ترا
با برگهای زرد خزان, قصه میکنم
اشکم فسانه گوید و لب همچنان خموش
بی گفتگو ببین که چسان قصه میکنم
چون قصه گوی پیر بهر کوچه میروم
جور ترا به پیر و جوان قصه میکنم
"فانی" ز دست این دل رسوای خویشتن
دارم غمی که با تو نهان قصه میکنم

رازق فانی

برچسب: نویسنده: داریوش تاجمیری تاريخ: 26 / 8 / 1391 ساعت: 2:38

صفحه بندی