سلام داریوش wanted هستم به یک پاپ خون نیازمندیم برا همکاری-------- جهت هماهنگی با این شماره تماس بگیرید محمد SOO278 09370175107

دو رفیق یکی مجرد و دیگر متاهل بودند و با کشتی مسافرت می کردند، به خاطر غرق شدن کشتی درون آب افتادند و با سختی و مرارت زیاد ، هر کدام خود را به تکه پاره ای از چوبهای کشتی رسانده و موقتا از مردن نجات پیدا کردن .
اما چون می دانستند به زودی یا درون آب فرو می روند و یا خوراک کوسه ها می شوند ، تصمیم گرفتند با تمام وجودشان از خدا بخواهند که کمکی برایشان برسد.
سپس هر دو در خلوت به دعا کردن پرداختند .... که ناگهان یک قایق بدون سرنشین بر روی دریا دیده شد و یکی از مردها با سرعت خود را به قایق رساند و بدون اینکه به دوستش فکر کند شروع به پارو زدن کرد تا خود را به ساحل برساند در همین لحظه فرشته ای ظاهر شد و از مرد پرسید: (( چرا به دوستت کمک نمی کنی تا او هم نجات پیدا کند؟)) مرد با غرور پاسخ داد:(( وقتی خدا دعای مرا برآورده ساخته ، معنی اش این است که او لایق کمک خداوند نبوده...!)) فرشته گریست و گفت: اشتباه می کنی ... چرا که اتفاقا خداوند دعای او را برآورده ساخت ، زیرا او در حالی که اشک می ریخت این گونه دعا می کرد: (( خدای رفیق من زن و بچه دارد ، اگر من لایق نیستم لا اقل برای او کمک بفرست تا به خانواده اش برسد...!))و
برچسب:
نویسنده: داریوش تاجمیری