خرید بک لینک

روز ها نو نشده کهنه تر از دیروز است

گر کند یوسف زهرا نظری نوروز است

ای خدا کاش شود سال نو ام عید فرج

که نگاهم نگران منتظر آن روز است

سلام دوستان عزیز

ممنون که توی این مدت با قلم های گرمتون با من همراه بودید. ممنون که تنهام نگذاشتید

حوصله حاشیه ندارم مستقیم دردم رو میگم،: عزیزترینم رفت و من رو با خودش نبرد هر چقدر که فریاد زدم ای خدا مرا هم با او ببر ولی فریادم را فریاد رسی نبود دیگر قلمم نمی نویسد ، دیگر قلمم کسی را ندارد که بنویسد ، باید از این دیار رفت و به تنهایی پیوست ، باید گوشه ای نشست و خاموشی برگزید، دیگر از اتاق خلوت دلم یعنی وبلاگم خدا حافظی می کنم . با دوستانم خدا حافظی کنم و با شادی و خنده نیز همچنین ......

دلم اعدامی عشق است ، به دار قلب خاموشت ، بدان تا لحظه مردن، نخواهم کرد فراموشت

جهت شادی روح عزیزم خواهش میکنم یه فاتحه بخونید.

شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد ، خبر از قلب پر از درد گل یاس نداشت، باید اینطور نوشت : چه شقایق باشی، چه گل پیچک و یاس ، زندگی باید کرد زندگی اجباریست...

اللهم عجل لولیک الفرج

یا حق

برچسب: نویسنده: داریوش تاجمیری تاريخ: 26 / 8 / 1391 ساعت: 13:53

صفحه بندی