سلام داریوش wanted هستم به یک پاپ خون نیازمندیم برا همکاری-------- جهت هماهنگی با این شماره تماس بگیرید محمد SOO278 09370175107
فرق اساسی نظام های دمکراسی با دیکتاتوری در این است که در دموکراسی «نهادهای اجرای قانون» بیش از «خود قانون» اهمیت دارند، آقای بهنود به منتقدان اصلاحات بفرمایند در جمهوری اسلامی چه ساز و کاری وجود دارد که بتوان از ولی فقیه حساب پس کشید و نهادهای تحت نظر او را به پاسخگویی و اجتناب از فساد و سرکوب وادار نمود.
اصلاح طلبان در یک جعل کاری دیگر هرگونه تلاش برای تغییرات ساختاری و تغییر سیستم سیاسی در ایران را مترادف با خشونت ورزی و بی خردی معرفی می کنند و با مقایسه نادرست انقلاب اسلامی هرگونه تحول خواهی را با انقلاب سال 57 مقایسه می کنند، این در حالی است که انقلاب سال 57 یک انقلاب ضد سکولار،مذهب گرا،چپ گرا و ضد غرب بود و هرگز گفتمان حاکم بر آن دمکراسی و حقوق بشر نبود، در حال حاضر به خاطر تجربه نا موفق و تلخ حکومت مذهبی برای کثیری از جامعه ارزش هایی مانند حقوق بشر،دموکراسی و جدایی مذهب از حکومت جزء خواست های بنیانی و اساسی به شمار می روند.
روش مبارزه با هدف مبارزه همسان نیست، قطعا روش مبارزه باید مسالت آمیز، مدنی و بدون خشونت باشد اما این موضوع هیچ تضادی با این مطلب ندارد که هدف مبارزه تغییرات ساختاری نباشد.آیا به نظر استاد بهنود «تحصن»،«اعتصاب عمومی»،«کم کاری»،«درخواست همه پرسی» خشونت ورزی و بی خردی است؟
آقای بهنود همواره بر شرکت در انتخابات تاکید می کنند در حالی انتخابات در جمهوری اسلامی نه تنها غیر آزاد است و تنها ذوب شدگان در ولایت فقیه در آن حق کاندید شدن دارد بلکه تاثیری بر ساخت اصلی قدرت هم نمی گذارد(نمونه تجربه شده آن دو دوره ریاست جمهوری خاتمی،مجلس ششم، شورای شهر و روستای اول) و در سال 88 نیز تقلب و به حساب نیامدن رای مردم آه از نهاد خود اصلاح طلبان درآورد، با این حال مرغ جناب بهنود یک پا دارد و تحول فکری با ایشان بیگانه است.
افراط خود کامگی حکومت و تفریط سست عنصری اصلاح طلبان هر دو به افزایش سرکوبگری حکومت انجامیده است.
اصلاح گرایان برجسته تاریخ معاصر مانند میرزا حسین خان سپهسالار، قائم مقام فراهانی ، امیر کبیر ، مستشار الدوله و یا مجد الملک همگی بر تدوین قوانین برای رهایی از استبداد تاکید داشتند و میراث فکری دکتر مصدق ایجاد حکومت قانون است، حال چگونه آقای بهنود درسی برخلاف تاریخ می دهد،آقای بهنود می خواهد بدون تغییرات اساسی و حقوقی جامعه به دمکراسی برسد و این درست برخلاف آن درسی است که از تاریخ می گیریم.
آنچه امروز نیاز جامعه ایران است حرکت به سمت نوسازی و نوزایی برای عبور از بحران و استبداد دینی است،استبداد دینی که نائینی از فقهای دوره مشروطه آن را از هر استبداد دیگری خطرناک تر می دانست و راه علاج از دست این نوع استبداد را از همه نوع استبداد سخت تر ارزیابی می کرد2.
روش مقاله نویسی آقای بهنود پراکنده گویی و بی نظم نویسی است،آقای بهنود باید بدانند درس مهم تاریخ این نیست که مدام زغال استبداد را باد بزنیم.
آقای بهنود در مصاحبه با برنامه پارازیت خطاب به جوانان فرمودند تاریخ را باید خواند و تاریخ از زمان اختراع گوگل به وجود نیامده است، گمان می کنم رساله ها و اصطلاحاتی چون «رساله مجدیه»،«یک کلمه»،«حیرت نامه»،«سفرنامه حاج سیاح به فرنگ»،«شیخ و شوخ»، «تاریخ بیداری ایرانیان»،«نظم میرزا تقی خانی»«قانون اساسی مشروطه»،«اندیشه ترقی و حکومت قانون» و پرسش های عباس میرزا از موسیو ژوبرِ فرانسوی3 همگی قبل از اختراع موتور جستجو گر گوگل مطرح و یا نوشته شده باشند.
بهنود هنگامی که می خواهد راجع به تحریم انتخابات سخن بگوید یادش می افتد در خارج از کشور است و اصلا آدم سیاسی نیست ولی وقتی می خواهد مردم را به شرکت در انتخابات ترغیب کند انگار نه انگار خارج از کشور است و یک دفعه سیاسی هم می شود،این توصیف آیدین آغداشلو از بهنود به گمانم بخشی از شخصیت روزنامه نگاری او را نشان می دهد:«بهنود نثر مهمل و بی سر و تهی را برای خودش جعل کرده […] در دورهی من روزنامه نگاری مترادف بود با بیسوادی، کلیگویی، پرتگویی. نمونه زندهاش هم که تا امروز به کارش ادامه داده، دوست بسیار عزیز و نازنین من مسعود بهنود است. هر چه که در بارهی تاریخ نوشته، به عنوان یک روزنامهنگار، جای چون و چرا دارد. یک کتاب نوشت به نام "از سید ضیاء تا بختیار" در باره نخست وزیرهای ایران که هر کسی مقاله ای در بارهاش نوشت، پنجاه تا غلط از بهنود گرفت. همچنان در حال نوشتن است. احساساتی مینویسد، نثر زیبایی … داشت، حالا دیگر ندارد، بهنود عادت کرده بود و همچنان این عادت را دارد که بیمسئولیت و ول بنویسد، به این که فکر کند روزنامه یک روز میماند و اگر چیزی هم غلط بود اشکالی ندارد»
برچسب:
نویسنده: داریوش تاجمیری