دعا میکنم غرق باران شوی چو بوی خوش یاس و ریحان شوی
دعا میکنم در زمستان عشق بهاری ترین فصل ایمان شوی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به که گویم که تو منزلگه چشمان منی به که گویم که تو گرمای دستان منی
گرچه پاییز نشد همدم و همسایه ی من به که گویم که تو باران زمستان منی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سوزی که برف داره ، بارون نداره معرفتی که تو داری ، هیچ کــس نداره !
برچسب:
نویسنده: داریوش تاجمیری
تاريخ: 26 / 8 / 1391 ساعت: 17:09