خرید بک لینک

ديشب دوباره
گويا تو را خواب ديدم:
در آسمان پر ميکشيدی
و لابهلای ابرها پرواز ميکردی
و صبح چون از جا پريدم
در رختخوابم
يک مشت پر ديدم
يک مشت پر، گرم و پراکنده
پايين بالش
در رختخواب من نفس میزد

آنگاه با خميازهای ناباورانه
بر شانههای خستهات دستی کشیدم
بر شانههايت
انگار جای خالی چيزی...
چيزی شبيه بال
احساس میکردم!


برچسب: نویسنده: داریوش تاجمیری تاريخ: 9 / 6 / 1391 ساعت: 15:54

صفحه بندی