بچه بودم كه مي گفتم عشق تو آخر عشقه
عشق ليلي به يه مجنون توي داستان ها نوشته
ليلي بودي تو براي دل بي كينه و زارم
من ميرم حالا عزيزم تورو تنها جا ميذارم
تو بودي كه مشق عشقو خط به خطش مي نوشتي
گفته بودم كه عزيزم تو يكي خود بهشتي
اما اون بهشت ديروز حالا سوزنده ترينه
يه جهنم مجسم كه ميسوزونه ، همينه
توي دنيا من دلم رو به چه ياري خوش مي كردم
وقتي اون ميگفتش از عشق ساعتها من گوش مي كردم
آخ چه روزايي گذشته من طلسم مهربوني
شده بودم ولي افسوس كه تو با من نمي موني
منتي بر تو ندارم فقط عمر منو كشتي
حالا تو نامه ي آخر تو خدافظي نوشتي
برچسب:
نویسنده: داریوش تاجمیری
تاريخ: 28 / 8 / 1391 ساعت: 17:06