بزرگترین رنج این است كه آدم باشد ، بدون اینكه بداند برای چه هست
------------------------
اگر به راستی خواستن توانستن بود محال نبود وصال!
و عاشقان كه همیشه خواهانند ... همیشه می توانستند تنها نباشند
------------------------
اگر گناه وزن داشت؛ هیچ كس را توان آن نبود كه قدمی بردارد، خیلی ها از كوله بار سنگین خویش ناله میكردند، و من شاید؛ كمر شكسته ترین بودم.
------------------------
نه مرگ آنقدر ترسناك است و نه زندگی آنقدر شیرین كه آدمی ، پای بر شرافت خود بگذارد!!!
------------------------
گاهی گذشتن از معشوق ، بخاطر عشق نهایت عاشق شدن است!!
------------------------
آنجا كه چشمان مشتاقی برای انسانی اشك می ریزد، زندگی به رنج كشیدنش می ارزد
------------------------
بگذار تا شیطنت عشق چشمان ترا به عریانی خویش بگشاید. هر چند انجا جز رنج و پریشانی نباشد , اما كوری را به خاطر آرامش تحمل مكن!
------------------------
ذات خویش را می جویم و نمی یابم، من سایه ی اویم، او كجاست؟
برچسب:
نویسنده: داریوش تاجمیری
تاريخ: 14 / 9 / 1391 ساعت: 1:35