سلام داریوش wanted هستم به یک پاپ خون نیازمندیم برا همکاری-------- جهت هماهنگی با این شماره تماس بگیرید محمد SOO278 09370175107
حال شما چطوره ؟ شیوا و شاینا چطورند/ به شاینا غذا دادی ؟ می خواستم خاطراتم از خانه بیگانگانی که در اصل کمپی است را برایت بگویم .
شب اول وقتی همه در خواب بودند من بیدار بودم . اروشا وآیسان شصت خود را می خوردند . همه شاد بودیم .وقتی من سوسک های مرده را روی پیشانی بقیه گذاشتم و بقیه را بیدار کردم همه داد کشیدند مخصوصا آیسان . او داد می کشید بعد از اینکه همه خوابیدند با کمی چوب وبرگ سایه دراکولا درست کردم و کمی توت روی صورت همه پاشیدم .فردا صبح آن روز برای صبحانه کدو تنبل درست کردم همه ترسیده بودند و من هم برای دوستانم داستان ارواح را تعریف می کردم راستی شب قبل من پارچه سفیدی برتن کرده بودم و بعد هم صدای روح در می آوردم کووووآآوووووآآ.
تاریخ انشا ۲۶/۷/۹۱
برچسب:
نویسنده: داریوش تاجمیری
![]()