خرید بک لینک

اشکهایم که سرازیر میشوند……
دیری نمی پایدکه قندیل می بندد…
عجیب سرد است هوای نبودنت

دلتنگی حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره تمنای بودنش رامیکند

منم دلتنگ رویت / دلم آید به سویت … چه کردی با دل من / که کرده آرزویت

فـرهنـگ لـغـتهــا نـیـاز بـه ویــرایــش دارند
بـرای مـعنی دلـتـنـگی احتیـاج بــه ایــنهــمـه کـلمه نــیـســت,
دلتنـگی یــعنـــی تـــو .

چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی وزد.

دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست
در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست
با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم
بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست

دل است دیگر یا شور میزند یا تنگ میشود یا میشکند
آخر هم مهر سنگ بودن میخورد روی پیشانیاش

واژه هایم رنگ باران دارد وقتی از تو مینوسم
قلبم خیس دلتنگی است وچشمانم طوفانی

امروز… انگار کسی آمد…
و هوای دلتنگی ات را هی در آسمان اتاقم پاشید … و تو نبودی……

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلم برایت تنگ شده !
می خواهم آنقدر اشک بریزم تا غبار فاصله از قلبم تمیـــز شود .
ولی می ترسم … ” تهران” ، ” ونیــــز” شود !!!

به گمانم یادت پنجره ی احساسم را میکوبد ، چرا که در دلم هوای دلتنگی به پاست

دلتنگم اما تو را طلب نمیکنم…نه اینکه بی نیازم … صبورم.. ”

این روزها آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست
که رخت های دلتنگیم را فرصتی برای خشک شدن نیست

برچسب: نویسنده: داریوش تاجمیری تاريخ: 18 / 9 / 1391 ساعت: 18:34

صفحه بندی