سلام داریوش wanted هستم به یک پاپ خون نیازمندیم برا همکاری-------- جهت هماهنگی با این شماره تماس بگیرید محمد SOO278 09370175107
«جنگی که بود» مثنوی بلندی است که دهان هایی چند را با ذکرش آن شیرین کرده و هر ساعت این دهان ها آب دهانشان را فرو می دهند و از شاهکاری که این امت کاشتند، می گویند. این دهان ها انگار خوش دارند در گذشته بمانند و همانجا به زندگیشان بپردازند و از صدقه سر آن نان و پنیری نوش جان کنند و بر روان شهدا فاتحه ای بفرستند. «جنگی که بود» پر بود از هزاران تجربه تلخ و شیرین و هزاران پند. تاریخ گرانبهاست اما نه اینکه همانجا منزل کنیم. اگر از جنگ می گوییم به این سبب است که پر بود از یکدلی امام و امت و این بود که ما را سرفراز کرد. اگر از جنگ می گوییم به این سبب است که بدانیم ایمان و اخلاص جوانانمان بود که گل کاشت. اگر از جنگ می گوییم به این سبب است که یادمان نرود تمام باطل برای نابودی ما نذر کرده بودند و ما تنها خدا را داشتیم. اگر از جنگ می گوییم به این سبب است که بفهمیم اگر بخواهیم می توانیم. مگر نه اینکه خدا همه امت ها و امت های همه زمان ها را می آزماید. دریغ است اگر بگوییم جهاد ما تمام شده و «جنگی که بود» آخرین جنگ ما بود. «جنگی که هست» غزلی بس گواراتر از آن مثنوی است. امام ما گفت«تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الا الله» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز در آوریم.» و گفت که جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی شناسد»
ما در آن جنگ هر روز برکتی داشتیم که در همه صحنه ها از آن بهره جسته ایم.
ما در جنگ انقلابمان را به جهان صادر کردیم.
ما در جنگ مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را ثابت کرده ایم
ما در جنگ پرده از چهره تزویر جهانخواران کنار زدیم.
ما در جنگ دوستان و دشمنانمان را شناخته ایم.
ما در جنگ به این نتیجه رسیده ایم که باید روی پای خودمان بایستیم
ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم
ما در جنگ ریشه های پربار انقلاب اسلامی مان را محکم کردیم.
ما در جنگ نشان دادیم بر ضد تمامی ابرقدرتها می توان سال ها مبارزه کرد.
و ما در جنگ...
«جنگی که بود» بر سر آرمان بود. «جنگی که هست» نیز بر سر ارمان است. مگر در صدر آرمان ما عدالت حک نشده است. پس چه شد آن شعار غبارگرفته «مبارزه با فقر و فساد و تبعیض». آیا هنوز هم در استخاره بر سر «مبارزه با مفاسد اقتصادی» خوب نیامده است. مگر بنا نبود علی وار باشیم. ما را چه می شود. اگر رهبری، این عمود خیمه، نبود الآن آرمان هایمان را در موزه لوور نمایش داده بودند. ما گفتیم استعمار روتوش شده را عادلانه نمی دانیم پس باید بجنگیم. ما خواستیم عالم و دانشمند باشیم، پس باید مبارزه کنیم. نبرد «اسلام ناب» با «اسلام آمریکایی» به این راحتی تمام نمی شود. باید اسلام مرفهین بی درد را ریشه کن کرد. «جنگی که هست» را فراموش نکنیم.

برگرفته از مقاله ای از آقای وحید جلیلی
برچسب:
نویسنده: داریوش تاجمیری