خرید بک لینک

نوشتاری پیرامون ولایت فقیه

در زمان حیات امام صادق (ع) بین دو نفر از شیعیان بر سر مسئله نه چندان مهمی اختلاف پیش آمد و بدین جهت به قضات حکومت مراجعه کرده بودند. آنها نزد امام آمدند و از صحت کار خود پرسیدند. حضرت در جواب گفتند: «...هر که در مورد دعاوی حق یا دعاوی ناحق به ایشان مراجعه کند در حقیقت به طاغوت یعنی قدرت حاکم ناروا مراجعه کرده باشد و هر چه را که به حکم انها بگیرد، در حقیقت به طور حرام می گیرد گرچه آن را که دریافت می کند، حق او باشد...»

این روایت که به نام راوی آن یعنی عمر بن حنظله نامگذاری شده و ده ها روایت دیگر و همچنین آیات قرآن مبانی مفهومی به نام ولایت فقیه را تشکیل داده اند. مفهومی که قدمت آن را همپای قدمت خود اسلام می دانند و از حذیفه و سلمان به عنوان نخستین و دومین ولی فقیه یاد می کنند.

در ادامه روایتی که ذکر شد، امام صادق در مورد فقها می فرمایند: «من او را حاکم بر شما قرار دادم. پس آنگاه که بر اساس حکم ما داوری کرد و کسی از او نپذیرفت همانا حکم خدا را کوچک شمرده ... و این در حد شرک به خداست» این سخن در مورد شخص خاصی ایراد نشده بلکه در مورد «من کان منکم ممن قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا» صحبت شده است. بدین ترتیب امام صادق(ع) در طول تاریخ فقها را برای تشکیل حکومت نصب عام کردند و این یک واجب کفایی برای آنان است و هر گاه شرایط فراهم شد باید به این کار اقدام کنند.

کانت در فلسفه اخلاق خود مکتبی اخلاقی را بنا نهاد که مقایسه آن با نظر اسلام به ما کمک می کند. کانت عمل اخلاقی را فقط در صورتی ارزشمند می دانست که هیچ انگیزه مادی و حتی معنوی دیگری در کار نباشد جز اینکه فعل خوبی است و قصد انجام آن فقط به علت خوب بودن آن است. در این صورت اگر شائبه ای از ارضای عواطف، جلب منافع و پاداش های اجتماعی و حتی اخروی در نیت باشد عمل از ارزش ساقط می شود و فایده ای بر ان مترتب نیست. به همین ترتیب سایر شرایط یک عمل خیر نیز باید مهیا شود و خیر بودن فعل به تحقق همه شرایط آن است. این در واقع «قانون همه یا هیچ» است. در زمینه حکومتی نیز این تئوری این گونه تفسیر می شود که وقتی حکومت بر حق است که همه کسانی که متصدی حکمرانی هستند، در حداعلی شرایط باشند و اگر کمتر از این باشد، نباید به فکر حکومت بود.

اما اسلام این نظر را تایید نمی کند. بلکه در هر زمینه ای ابتدا یک طرح ایده آل مطرح می شود و سپس در صورت وجود عذر، طرح هایی با امتیازات و شرایط نازل تر مورد استفاده قرار می گیرد. اسلام نمی گوید در صورتی باید نماز خوانده شود که همه شرایط نماز فراهم باشد بلکه می گوید اگر نتوانستی ایستاده بخوانی، نشسته بخوان و اگر نه خوابیده بخوان. در واقع اسلام معتقد به قانون همه یا هیچ نیست. پس حکومت نیز در اسلام می تواند سلسله مراتبی داشته باشد. قاعدتا عالی ترین نوع حکومت اسلامی ممکن، طرحی است که یک معصوم در صدر کار باشد. اما اگر این شرایط ممکن نشد باید به نزدیک ترین حالت ممکن و شبیه به حالت ایده آل مراجعه کرد. در این حالت از علم و عصمت معصوم به فقاهت و عدالت فقیه اکتفا می کنیم و حتی اگر این شرایط مهیا نشد به یک مومن عادل هر چند فقیه نباشد، مراجعه می کنیم.

همه اینها به این دلیل است که کسی جز خدا و یا منصوبان او حق امر و نهی بر مسلمین ندارد و مراجعه به طاغوت حرام است و طبق قرآن «قد امروا ان یکفروا به». تمکین در مقابل طاغوت در واقع شرک در ربوبیت است. چرا که انسان فقط باید از خدا فرمانبرداری کند.

برچسب: نویسنده: داریوش تاجمیری تاريخ: 16 / 11 / 1391 ساعت: 1:28

صفحه بندی