خرید بک لینک
روزی عارف پیری با مریدانش ازکنار قصر پادشاه گذر میکرد. شاه که در ایوان کاخش مشغول به تماشا بود،او را دید و بسرعت به نگهبانانش دستور داد تا استاد پیر را به قصرآورند. عارف به حضور شاه شرفیاب شد. شاه ضمن تشکر ،از او خواست که نکته ای آموزنده به شاهزاده جوان بیاموزد مگر در آیندهاو تاثیر گذار شود. استاد دستش را به داخل کیسه فرو برد و سه عروسک ازآن بیرون آورد و به شاهزاده عرضه نمود و گفت: "بیا اینان دوستان توهستند، اوقاتت را با آنها سپری کن."

برچسب: نویسنده: داریوش تاجمیری تاريخ: 16 / 11 / 1391 ساعت: 1:58

صفحه بندی