خرید بک لینک
 

 

 

بي تو رنجور و خسته بي تو تنهايم

 

بي تو رنگي ندارد گفته هايم

 

بي تو آسمان آبي نيست تيره رنگ است

 

بي تو عطري ندارد گلهايم

 

بي تو زمستان است هميشه و هر روز

 

بهار و شكوفه معني ندارد برايم

 

بي تو لبها به غصه بسته است

 

طراوتي ندارد شعرهايم

 

بي تو جاده ها بي انتها و بسته است

 

غبار گرفته اند گل خاطره هايم

 

بي تو گلستان چون صحراست و شقايق ، ياس

 

تمام لحظه ها مرده در زندگانيم

 

بي تو خورشيد به ماتم نشسته و غروب نمي كند

 

بيا و خنده ها را هديه بياور برايم

 

بي تو كوهها شكسته قامت شده اند و گلها پژمرده

 

ز پس كوههاي شكسته بشنو صدايم

 

بي تو فرياد مرده و بي صدا گشته

 

صدا تنها مرده و من داغدارم

 

بي تو ناله مي كنند تا سحر ترانه ها

 

و من بلبل بي آواز گلستانم

 

بي تو عشق معني ندارد برايم

 

بي تو حرفي ندارند قصه هايم

 

تقديم به آنكه هرگز فراموشش نخواهم كرد

 

 

 

 

ای آفتاب به شب مبتلا خداحافظ 


 غریب واره ی دیر آشنا خداحافظ


 به قله ات نرسانید بخت کوتاهم

 
 بلند پایه بالا بلا خداحافظ


 تو ابتدای خوش ماجرای من بودی


 ای انتهای بد ماجرا خداحافظ


 به بسترت نرسیدند کوزه های عطش

 
 سراب تفته چشمه نما خداحافظ


میان ماندن و رفتن درنگ می کشدم


 بگو سلام بگویم و یا خداحافظ


 اگر چه با تو سرشتند سرنوشت مرا


 ولی برای همیشه تو را خداحافظ
 

 

برچسب: نویسنده: داریوش تاجمیری تاريخ: 16 / 11 / 1391 ساعت: 2:01

صفحه بندی