سلام داریوش wanted هستم به یک پاپ خون نیازمندیم برا همکاری-------- جهت هماهنگی با این شماره تماس بگیرید محمد SOO278 09370175107

دلم یک دیوار میخواهد
تا نگفته هایم را حک کنم دیگر اینجامجالی برای سرودن ندارد
دلم یک سبو می خواهد تا مقدس فریادنشدنی ام در آن موج بزند
دلم شکسته است امروز اما دیگر دلی نمی خواهد تا اورا دریابد
دلم دیوار می خواهد
تا بر او مشت بکوبم او “هم طاقت دلم را دارد هم طاقت مشتم “
و بر سرم فرو نخواهد ریخت.......
مثل هر آدم ضعیفی که در سختی ها بیش تر به یاد خدا می افتد
و در بی کسی بیش تر می فهمد که خدا، تنها کس هر کسی است،
خدا را به روشنی و صراحت صبحی که دارد در برابر چشم های منتظرم
طلوع می کند، حس می کنم، می بینم،
دست های لطیف و حمایت گرش
را بر روی شانه هایم لمس می کنم
و از این همه لطف و مهر که به این بنده حقیر و بی ارج ارزانی داشته است،
غرق هیجان و خجلتم.
خدایا! چندیست که زمان برایم به سختی می گذرد،
از همه رنجهایم با غم و اندوه به تو پناه بردم
و حال با تمام وجود به تو پناه می برم
مرا از رنج چه غم که تو را دارم.
مرا همین بس که توفیق یاد تو و همنشینی تو و بندگی تو را یابم.
مهربانم!
لحظاتی بود که خنده و گریه را به هم پیوستم… خندان گریستم!
لحظاتی که تنهایی بر وجودم چنگ انداخته بود
و رنج توان از قدمهایم می گرفت،
زمین خوردم،
با یادت برخاستم و ادامه دادم! لحظاتی که هیچ پناهی را نمی یافتم
و هیچ همراهی نبود، خدایا به تو پناه بردم!
لحظاتی که دلم را مملو مهرت و ذهنم را سرشار یادت کردم
و آن زمان آرامش یافتم…

برگرد ای غریبه من بیمار نگاه خاموشت هستم و جاودانه دوستت دارم.
دوستت دارم حتی اگر به چشمان خیسم بخندی.
دوستت دارم حتی اگر دلت از سنگ باشد.
حتی اگر هیچ احساسی بر من نداشته باشی.
چرا باور نداری که به تو نیاز دارم.؟
منی که قلبی ویرانه دارم ودلی سوخته٬
منی که ساحل دریای دلم طوفانی است.
امواج غم در دلم زیر و زبر میشود نیاز به تو دارم که
قلبم را با محبتوعشق ات صفا دهی٬
دل سوخته ام را با نگاه نافذت جان دهی وساحل دلم را
آرامتر از همیشه کنی!!!!!!!!
کاش می شد تا ابد در شهر سکوت خودم
هزاران بار به تو بگویم :دوستت دارم
کاش می شد قناری عشق تو را تا ابد در قفس دلم به اسارت بکشم٬
وهیچ نگذارم که تو بفهمی چقدر دوستت دارم.
کاش در کنارت بودم تا این همه
احساس تنهائی نمیکردم واز فراق وهجران
تو درد جانکاهی دلم را نمی فسرد.
تا قبل از این نمی دانستم شبهای فراق چقدر طولانی وتاریک
وروز های آن ابری و بارانی است.
اما با دوری از تو از تنها عشقم از آموزگار هجرت این درسها را فرا گرفتم.
واکنون از طول ثانیه های بی تو بودن در آینده نیز خبر دارم.
اما روز اولی که دل به تو بستم همه این مصائب و مشکلات را میدیدم
باور کن همان روز به خودم گفتم:
ای دل عاشق شدی؟ پس بمان و به پایش بسوز .


برچسب:
نویسنده: داریوش تاجمیری