امان از دل زینب - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 2:00
  تمام وقایع عاشورا مثل حلقه های یک زنجیر به هم تنیده شده و متصل است صبح عاشورا عصر عاشورا زندان کوفه بازار شام خرابه شام همه اینها به هم متصل اند همه دارای یک حقیقت یک ماهیت همه در راستای یک هدف یک شعار الهی را طنین می دهد .در کربلا غریب تر از زینب رقیه است . رقیه این سه ساله خسته از سفر که برای او...
بی تو - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 2:00
   پشت سر خاطره هام روبه روم یه جاده موندهداغ این رفتن  بی تو دل خوشی هامو سوزوندهلحظه سفر رسیدهگویی یا بغض دوبارهچشمای من و توآسمون هم بی قرارهبذار خورشید نگاهت سایه سار من باشهعطر دستای نجیبت کوله بار من باشهاگه فرصتی نمونده مهربونم تو بمونیه روزی میام دوباره اینو از چشام بخونتو بمون که خاطره هام ...
خداحافظ - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 2:00
    بي تو رنجور و خسته بي تو تنهايم بي تو رنگي ندارد گفته هايم بي تو آسمان آبي نيست تيره رنگ است بي تو عطري ندارد گلهايم بي تو زمستان است هميشه و هر روز بهار و شكوفه معني ندارد برايم بي تو لبها به غصه بسته است طراوتي ندارد شعرهايم بي تو جاده ها بي انتها و بسته است غبار گرفته اند گل خاطره هايم بي تو ...
علی تبلور الهی - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 2:00
   اي علي اي تبلور الهي در زمين تا دنيا دنياست نداي آسماني عدالت خواهي تو در گوش زمان مي پيچد و تاريخ را به تحير وا مي دارد اي تو در بيشه دين شير خدا ، هر انگشت توشمشير خداستاي شب قدر به قدر تو سلام به علي جلوه بدر تو سلام در تو شد ختم مناجات قدير با خدا بود ملاقات عليآه كه از دار فنا رفت علي به ملا...
شبهای من - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 2:00
   خورشید بی زوال همیشه زلال من جز در هوای تو نشود باز بال من شبهای من به یاد نگاه تو روشن است هرگز نمی روی نفسی از خیال من در سوختن خلاصه شود لحظه لحظه ام از برگ برگ لاله بخوان شرح حال من تو چشمه ای و من به زلال تو تشنه ام بی تو به رنگ شب گذرد سال و ماه من با جلوه ای خزان مرا نو بهار کن ای بهترین ج...
باور کن - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 2:00
   باور كن ،  صدامو باور كنصدايي كه تلخ و خسته سباور كن ، قلبمو باور كنقلبي  كه كوهه ،  اما شكسته س باور كن ، دستامو باور  كنكه ساقه نوازشهباور كن ،  چشم منو باور كنكه يك قصيده  خواهشه وسوسه عاشق شدنالتهاب  لحظه هامهحسرت فرياد كردنه  اسم كسي با صدامه اسم تو هر اسمي كه هستمثل غزل چه عاشقانه سپر وسوسه...
با امیدتون زندگی کنید - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 1:58
تعدادی موش آزمایشگاهی رو بهاستخر آبی انداختند و زمان گرفتن تا ببینن چند ساعت دوام میارن،حداکثر زمانی رو که تونستن دوام بیارن 17 دقیقه بود.سری دوم موشها رو با توجه به اینکه حداکثر 17 دقیقه می تونن زنده بموننبه همون استخر انداختن،اما این بار قبل از 17 دقیقه نجاتشون دادن.بعد از اینکه زمانی رو نفس تازه ...
فقط تو را دوست دارم - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 1:58
/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-si...
اعتماد به خدا - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 1:58
در سالی که قحطیبیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغل گرفته بودندمرد عارفی از کوچه ای می گذشت غلامی را دید که بسیار شادمان و خوشحالاست.به او گفت:چه طور در چنین وضعی می خندی و شادی می کنی؟جواب داد که:من غلام اربابی هستم که چندین گله و رمه دارد و تا وقتی برای او کار میکنم روزی مرا میدهدپس چرا غمگین...
دردنامه آقوی همساده !!! - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 1:58
آقو ما به دنیا اومدیم جنگ شدراه رفتیم کودتا شدرفتیم مدرسه جنگ تموم شددرس خوندیم هی نظاموی آموزشی عوض شدرفتیم دانشگاه کنکور ول شدرفتیم سربازی معافیت آزاد شدرفتیم سرکار مملکت تحریم شدخواستیم ازدواج کنیم طلا گرون شدگفتیم بریم خارج پاسپورتمون دی پرت شدالانم اینترپل دنبالمونه هه هه هه هه یعنی له لهمااااب...
سه تا دوست - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 1:58
روزی عارف پیری با مریدانش ازکنار قصر پادشاه گذر میکرد. شاه که در ایوان کاخش مشغول به تماشا بود،او را دید و بسرعت به نگهبانانش دستور داد تا استاد پیر را به قصرآورند. عارف به حضور شاه شرفیاب شد. شاه ضمن تشکر ،از او خواست که نکته ای آموزنده به شاهزاده جوان بیاموزد مگر در آیندهاو تاثیر گذار شود. استاد د...
زندگی دیوانه وار - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 1:58
در شهر ما دیوانه ایزندگی میکند که همه او را دست می اندازند و در کوچه پس کوچه های شهربازیچه بچه ها قرار میگیرد.روزی او را در کوچه ای دیدم که با کودکانی که او را ملعبه خود قرارداده بودند با خنده و شادی بازی مبکرد.او را به خانه بردم و پرسیدم:چرا کودکانی که تو را مسخره میکنند و به تو و حرفها و کارهایت م...
سیب پر برکت - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 1:58
دو سال پیش در مدرسه ایبه فرزندان کارگران مهاجر درس می دادم. زمان برگزاری امتحانات فرا رسید و من سوألات ریاضی را برای دانش آموزانسال اول مدرسه طرح کردم یکی از سوألات این بود :"خانه شما پنج نفره است، اگر ده تا سیب داشته باشید، هر نفر چند سیبخواهد داشت؟" فکر کردم این سوأل برای بچه های هفت یا هشت ساله ب...
ديد مثبت - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 1:58
در قهوه خانه ساده بالای کوه، سفارش املت دادیم.کنار دست فروشنده نوشته بود: ما را در فیــسبـــوک ملاقات کنید.
روزی به اندازه ی کافی - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 1:58
رسول خدا صلى الله عليهو آله با عده اى از بيابان عبور مى كردند. در اثناى راه به شترچرانىرسيدند.حضرت كسى را فرستاد تا مقدارى شير از او بگيرد.شتر چران گفت : شيرى كه در پستان شتران است براى صبحانه قبيله است وآنچه در ظرف دوشيده ام براى شام آنهاست .با اين بهانه به حضرت شير نداد.
حسين - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 1:58
حسین آرمان است کربلا آرمان شهر
کتاب علوم زیستی و بهداشتی سال اول دبیرستان - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 1:56
خطای چشمی - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 1:56
دانلود فصل اول بهداشتی اول دبیرستان - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 1:56
با عرض سلام خدمت دوستان گلم دانلود فصل اول بهداشتی اول دبیرستان
دل های بزرگ - تاریخ: 1391/11/16 ساعت: 1:55
دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند.

برچسب‌های محبوب

کتاب> کامپیوتر